دختر!

متن مرتبط با «داستان» در سایت دختر! نوشته شده است

داستان قدم هایم..

  • نیلوبلاگ

    داستان قدم هايم را که بگويم کفش هاي تصادفي دهانشان باز ميماند و چراغ هاي چشمک زن مسيرکافهـهاي شلوغ را سبزو..زردوقرمزميشوند در بيداد صدا و صدا بخار قهوه ي تنهاييهياهوي عبور را مي بلعد و من همچنان چشم دوخته ام به قلم روي کاغذ هميشهمی نویسمهیچ.. و تو.... افسوس ...

    ادامه مطلب